تبليغاتX
یاهو - جملات جالب

دعای داریوش بزرگ در هنگام تاج گذاری : به نام اهرامزدا اين کشور را از شر دشمن و دروغ و خشکسالي در امان دار . دعاي احمدي نژاد بسم الله الرحمن الرحيم و بهي نستعين و(4 خط ديگه عربي) اين حکومت اسلامي را از شر روشنفکران و فارسي دوستان و دشمنان ولايت فقيه!!!!! و بد حجابان و عوامل گراني قيمت گوجه محفوظ دار .

اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد_من بيگمان__دوباره ديدن تو را ارزو مي كردم و تو نيز_هرگز نديدن من را_آنگاه نميدانم خداوند کداميک را ميپذيرفت؟

مرا هر جور خواهي دربدر كن ، جفايت را از اين هم بيشتر كن، بزن با عشق خود اتش به جانم ولي اتش نشاني را خبر كن

اي كاش به دل كسي پا نمي گذاشتيم و كسي به دلمون پا نمي گذاشت . اي كاش اگر كسي به دلمون پا كذاشت ديگه دلمون رو تنها نمي ذاشت. اي كاش اگه يه روز دلمون رو تنها گذاشت رد پا هاشو روي دلمون جا نمي گذاشت

زندگي سه چيز است: اشکي که خشک مي شود لبخندي که محو مي شود و يادي که مي ماند و فراموش نمي شود

به هم می رسیم ۳ نفر میشیم . من و تو و شادی . از هم دور میشیم ۴ نفر میشیم . تو و تنهایی ، من و خاطره اي کاش هرگز چهار نفر نشيم

سروانتس : آنکه ثروت خود را باخت ، زياد باخته است ولي آنکه شهامت خود را باخت پاک باخته است.

کسی که رحم و محبت می آفریند، زندگی خلق میکند - ون گوگ "

کسی که رحم و محبت می آفریند، زندگی خلق میکند - ون گوگ "

عشق ، فراموش كردن خود دروجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد "

ترکه ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟ ميگه: 16 سال ! ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه!

يه تركه به عيادت دوستش رفت و احوالش را پرسيد. دوستش گفت: «تبم قطع شده است، اما گردنم هنوز درد مي‌كند.» تركه گفت: «ناراحت نباش، اميدوارم آن هم به زودي قطع شود!»

گابريل گارسيا ماركز:آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند


اگه یه روز دیدی یه برگ زردی از یه درخت افتادو صدتا چرخ زد و شناور توی رودخونه به حرکت در اومد و هدفش رو به دست رودخونه سپرد ...اگه دیدی قطره اشکی براش ریختی و نفهمیدی چرا ...اگه دیدی نمیتونی چشم از اون برگ خشکیده بر داری...و اگه دیدی همین طوری مسیر رفتنش رو دنبال می کنی ...اون موقع به یاد من بیفت که عمرم رو مثل همون برگ...همون موقع ...به دست همون رودخونه سپردم و رودخونه قیامت روح منو با خودش برد و تو ....دیر دستت رو دراز کردی تا اونو بگیری و نذاری همسفر آب بشه و بره

+ نوشته شده توسط کاوه در یکشنبه 1386/06/11 و ساعت 7:30 |