امدن بهار را بی تو تنهایی نگه کردم
ازنگاه به گل و بوته بی تو شرم کردمسختیه ندیدن روی تو را ای یار تحمل کردم
به بهانه دیدنت به هزاران جا سفر کردم
خوبی و بدی را از تو و زتو سوال کردم
بهانه فریب تو نبود بی ریا بود گرچه درخاست پاسخ کردم
من با سختی زندگی فقط سبر پیشه کردم
اما چه گذشته و چه حال به تو خیانتی نه کردم
...
شعر از مو
+ نوشته شده توسط کاوه در سه شنبه 1386/07/17 و ساعت
3:5 |

